می‌خواهم عکسی بگیرم ،از شکلِ دستانت، از صدایِ دستانت، از سکوتِ دستانت ، کمی پیشِ رویم می‌نشینی، تا عکسی محال بگیرم؟ "نزار قباني"شاعر دمشقي

"اسماعیل رضایی" پدر مرحوم "مجتبی رضایی"که در دنا کشته شده بود با اینکه پسری جوان از دست داده بود به مرگ اسعد تقی زاده راضی نبود. فقط مانده بود تا مادرش را راضی کنند تا این محیط بان ازقصاص رها یابد.اما تند روی ها ی دلسوزان برای جلوگیری از اعدام محیط بان دنا به عصبانیت پدر منجر شده است. او در نامه به رهبری خواسته است تا محیط بان دنا اعدام شود. باید قبول کرد که تند رفته ایم. حالا باید فقط از پدر پوزش خواست تا مرگ دیگری رقم نخورد. آنطور که محمد درویش کارشناس نام آشنای محیط زیست می نویسد" اسعد تقی زاده " محیط بان سه سال بدون مزد و منت محیط بانی کرد تا بالاخره سازمان محیط زیست با او قرار داد بست. او هم مانند "مجتبی رضایی" پسر جوان 22 ساله ای که کشته شده است عاشق طبیعت است. زاگرس نشینان بزرگوارند و جوانمرد. آنها گذشت و رافت را خوب می دانند. بیاید از پدر "مجتبی رضایی "بخواهیم پدرانه اسعد تقی زاده را ببخشد. بدون هیچ موجی. بدون هیچ تندروی.
 

متهم اصلی دنا کیست؟

چرا«اسعد تقي‌زاده» محيطبان دنا بايد اعدام شود؟ آيا واقعا«اسعد تقي‌زاده» متهم رديف اول اين ماجراست يا دست‌هاي فراموش شده‌اي هم در اين داستان وجود دارند. براي رسيدن به متهم اصلي ماجراي قتل و قصاص در منطقه حفاظت شده دنا اول بايد ديده‌هاي «محمد درويش» كارشناس محيط زيست را شنيد. درويش درست چند روز بعد از مرگ شكارچي دنا به ياسوج مي‌رسد. هيچ ماشين آرم‌دار محيط زيست در سطح شهر ديده نمي‌شود. هيچ يك از محيطبانان جرات پوشيدن لباس فرم محيطباني را ندارند. سازمان حفاظت محيط زيست را جمعي از ماموران نيروي انتظامي پاسباني مي‌دهند تا از سوي آشنايان مقتول آسيبي‌به‌آن زده نشود. به غير از«اسعد تقي زاده»‌سه محيطبان‌درگير‌در‌ماجرا دستگير و زنداني شده‌اند. سوالي كه در ذهن‌بسياري‌ديگر نقش مي‌بندد اين است كه چطور مي‌شود يك بخش دولتي در مقابل انجام وظيفه قانوني خود به اين‌شكل بدون‌دفاع باقي بماند؟ آيا خانواده مقتول جزو مافياي بزرگ شكار‌در ايران هستند كه در سطح شهر به دنبال ماموران يگان حفاظت محيط زيست مي‌گردند؟ پاسخ اين سوال به گفته كارشناسان سازمان حفاظت محيط زيست كشور منفي است. به گفته«سرهنگ خيلدار» فرمانده يگان حفاظت سازمان محيط زيست كشور، خانواده مقتول يكي ازخانواده‌هاي فرهنگي و محترم شهر هستند. پس گير ماجرا كجاست؟


اتهامِ عشقِ تو همیشه پیروزی‌ست /کنفرانسِ مطبوعاتی برگزار می‌کنم /تصویرت را میانِ خبرنگاران پخش می‌کنم/ مصاحبه می‌کنم /در قابِ تلویزیون ظاهر می‌شوم/ و داغِ گلِ انگشت‌نمایی/ بر آستینِ پیراهنم/ شکوفه می‌زند"نزار قباني"

در ابتدای پاییز

سایه می‌اندازد بر من

حسِ غریبِ خطر و امنیت

می‌ترسم که نزدیکَم شوی

می‌ترسم که دور شوی از من

"نِزار قبانی"

یک نفر در به روی حضرت پاییز واکند

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
پاییز می رسد که همانن...د سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد، خدا کند
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند



به مسافري مي مانم كه پشت پنجره ‌اي نشسته‌است. مي آيند و مي روند. گاهي سنگ مي زند و گاهي گل مي دهند. من هميشه به سفري ديگر فكر مي كنم و خيلي زود از ياد مي برم كه شيشه ام شكسته شده است. فراموش كردن گل ها را هم سنگ ها خوب مي دانند. اين همه آدم منو از كجا مي شناسن خدا مي داند. دنياي عجيبي دارم من اين روزها...

هیچ جور نمی شود حکم اعدام« اسعد تقی زاده» محیط بان دنا را توجیح کرد. محیط بانان بیش از 37 سال است که در زمره نیروهای مسلح قرار دارند به عبارتی دیگر یک مامور دولت به دلیل انجام وظیفه قانونی خود می خواهد اعدام شود. راست گفته اند در دنیای معلق عاشقان طبیعت حد وسطی وجود ندارند یا می کشند تا شهید شوی یا اگر دست به اسلحه بردی اعدام می شوی. راه سومی وجود ندارد.اسعد تقی زاده محیط بان دنا را فراموش نکنیم



عکس:دریاچه ارومیه/جزیره کبودان/27شهریور90


من هيچ وقت آدم يه كاره اي نبودم. وسط نوشتن ي گزارش، چند گزارش را ياد داشت كرده‌ام براي فلان روزنامه و فلان مجله، چند تا شعر خواندم از چند سبك مختلف، چند يادداشت خواندم در باره چند كتاب خوب، چند نقد فيلم خوانده‌ام براي ديدن يا نديدن، چند عكس را عميق نگاه كردم آنقدر كه از اينكه عكس ها هيچ شباهتي با جايي كه همان زمان هستم ندارند متعجبم شده باشم، با دوستانم چنان همديگر را زير سوال برده ايم كه مي توانم چند ساعت درباره آن فكر كنم واحتمالا به يه نتيجه برسم كه مجبور شوند آخرش اگر قبولش نكنن بگن چطوري به اينجا رسيده اي!! با گروه اقتصادي سر نرخ طلا و ارز كي كل كل كرده ام. شايد هم سر عددهاي سه هزارتايي. چند خبر سياسي را قرقره كردم ،تا گزارشم تمام شده باشم. من هيچ‌و قت آدم ي كاره اي نبودم، هرگز. هميشه ي سر داشته ام و هزار سودا!


پي نوشت:راستي اسم وبلاگم هم گذاشتم«خيزران» بوي ناب طبيعت مي دهد

خبر خوبي كه دكتر ناصر كرمي به محمد درويش از محيط زيست دوستان نامدار داده مي گويد كه پادرمياني "هوشنگ دره شويي"كه بخش بزرگي از محيط زيست اين كشور بويژه قشم مديون تلاش هاي عاشقانه اوست به احتمال به رضايت خانواده مقتول و بخشايش اسد تقي زاده(اسعد) منجر شده است. رئيس سازمان حفاظت  كشور  به همراه اولياي دم و نامزد اسعد(اسد)تقي زاده در برنامه پارك ملت حضور خواهند و اين برنامه قطعا  به اتفاق خوبي منجر خواهد شد.

اعدام یک محیط بان رسم بد "عاشق کشی" است. اجازه ندهیم "اسد تقی زاده" محیط بان دنا اعدام شود.....حیات وحش این مملکت در سایه مهربانی تقی زاده هاست که می تواند چنین بی خیال و آرام باشد که حتی مرگ دریاچه ارومیه را به این نزدیکی متوجه نشود...پس نگذاریم محیط بان دنا اعدام شود!

/عکس: ارومیه ،جزیره کبودان/27 شهریور90/عکاس :زهراکشوری


«اسد تقي‌زاده» محيط‌بان اداره محيط زيست كهگيلويه و بويراحمد كه براي دفاع از خود در درگيري با 5 شكارچي مسلح در منطقه حفاظت شده «دنا» دست به اسلحه برده و به مرگ يكي از شكارچيان منجر شده بود، تا دو هفته ديگر به حكم قاضي پرونده به دار آويخته خواهد شد. سواي آن كه ماموران گارد محيط زيست ايران بيش از 37 سال است كه به موجب قانون در زمره نيروهاي مسلح كشور محسوب مي‌شوند و علاوه بر آن به عنوان ضابطان قضايي همچون ماموران نيروي انتظامي، در مواجهه با قاچاقچيان و شكارچيان حيات‌وحش مي‌توانند آنان را دستگير كرده و در صورت لزوم دست به سلاح ببرند. اما سوال اصلي اينجاست كه چطور به راحتي مي‌شود يك محيط بان را به دليل دفاع قانوني از محيط زيست كشور زير تيغ برد اما پرونده قتل محيط‌بانان و جنگلبان از دو دهه گذشته مفتوح باقي مانده و جز در يك مورد به ختم پرونده و مجازات قاتلان منجر نشده است؟چطور پرونده قتل «رشيد غفاري» محيط بان طالشي كه پس از 9 سال هنوز مفتوح است و هنوز به مجازات قاتل و قاتلان آن به رغم وجود سرنخ‌هايي منجر نشده؟ چگونه است كه مافياي قاچاق چوب مي‌تواند شبانه، بدون هيچ واهمه‌اي به خانه او بريزند و او را در حالي كه در كنار دختر كوچكش خوابيده است به رگبار ببندند و هيچ كسي نتواند آنها را به ميز محاكمه بكشاند؟ و در نهايت بعد از 9 سال «سرهنگ تقي ايرواني» فرمانده يگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، منابع طبيعي و آبخيزداري در حضور تمام خبرنگاران حوزه محيط زيست و مسئولان سازمان جنگل در گرگان اعلام كند كه اين پرونده نكاتي دارد كه نمي‌توان درباره آنها سخني به ميان آورد .ادامه مطلب

رسم عاشق کشی


تهران امروز-زهراکشوری:اگرشما با دوربين «خسرو معصومي» كارگردان سينما، وارد جنگلي مي‌شديد كه هر لحظه صداي اره قاچاقچان چوب، آرامش را از آن مي‌گرفت و بعد هم پاي به پاي پسرك نوجوان شاهد تكه‌تكه شدن تازه دامادي به جرم حفاظت از جنگل بوديد چه‌كار مي‌كرديد؟ آنجا كه هزار چاقو به يك‌باره بر پيكر «لطيف» فرود مي‌آمد و پسرك ناظر در هر لحظه مي‌مرد و زنده مي‌شد. اوج هنر معصومي زماني است كه مادر پسر به دنبال پسرك عزيزتر از جانش وارد درمانگاه مي‌شود تا كم كم به پيرمردي نزديك شود كه سفيدي موهايش به كافور طعنه مي‌زند. پسرك تنها چند ثانيه فرصت داشت تا با هر ضربه چاقو كه به پيكر نامزد خواهرش وارد مي‌شد زندگي را به اندازه يك پيرمرد 70 ساله دوره كند.ادامه مطلب

جمعی از فعالان و کارشناسان محیط زیست کشور با تهیه نامه سرگشاده ای به سران قوای سه گانه، خواستار توقف موقت اجرای حکم قصاص محیطبان «اسد تقی زاده» شدند.
 امضا کنندگان این نامه با «غیرعادلانه» خواندن این حکم می نویسند: «در آستانه روز ولادت امام هشتم شیعیان(ع) که روز محیطبان نامگذاری شده و روزی است برای پاسداشت مقام والای محیط بانان مظلوم محیط زیست، دیوان عالی کشور حکم قصاص یکی از ماموران وظیفه شناس و خادم محیط زیست ایران که در منطقه حفاظت شده دنا در استان کهکیلویه و بویراحمد انجام وظیفه می کرده است را تایید کرد و جامعه محیط زیست ایران را در اندوه، تاسف و شگفتی فرو برد.»
این نامه می افزاید: «آیا براستی فراموش کرده اید که در همین سه دهه گذشته محیط زیست ایران شاهد ریخته شدن خون پاک بیش از 112 شهید محیطبان محیط زیست به دست همین شکارچیان از خدا بی خبر بوده؟ شهدایی که جملگی جانشان را برای  حفظ محیط زیست و میراث طبیعی سرزمین مادری مان فدا کردند و شگفتا که دستگاه قضایی در تمام این مدت از مجازات و گاه حتی شناسایی عوامل شهادت این محیطبانان فداکار عاجز ماند.»
در بخشی از این نامه آمده است: «شگفتا که آن وقت شاهد صدور حکم قصاص برای محیط بانی هستیم که به حکم وظیفه و با گذراندن دوره ضابطین قضایی و همچون دیگر نیروهای مسلح کشوری مانند ماموران نیروی انتظامی از خود در برابر متخلفان دفاع کرده و در این درگیری که شروع کننده آن خود متخلفان بوده اند، یکی از آنها را از پا درآورده است که اگر منصفانه و قانونی به موضوع بنگریم قتل عمد محسوب نمی شود.»
امضا کنندگان این نامه می نویسند: «ما اعضای تشکل های مردم نهاد زیست محیطی کشور و شخصیت های حقیقی و حقوقی امضا کننده ذیل این نامه با توجه به تایید حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور و اینکه زمان اجرای این حکم دو هفته آینده مشخص شده، از مسئولان محترم قضایی، قانونی و اجرایی کشور درخواست توقف موقت اجرای حکم و بازنگری مجدد این پرونده را داریم و اعلام می کنیم که عواقب اجرای این حکم غیر عادلانه، برای جامعه محیط زیست کشور و محیطبانان بسیار سنگین و غیر قابل جبران است.»
امضا کنندگان این نامه همچنین از تمامی سازمان های غیردولتی و مردم نهاد و همچنین کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در حوزه محیط زیست دعوت کرده اند تا با امضای این نامه از مسئولان ارشد کشور بخواهند تا نسبت به توقف اجرای حکم قصاص محیطبان منطقه حفاظت شده دنا و بررسی مجدد پرونده اقدام کنند. 
نسخه اصلی این نامه در «دبیرخانه مشورتی سازمان های مردم نهاد شهر تهران» موجود است و علاقه مندان می توانند جهت امضای نامه با شماره تلفن 88757436 – 021 تماس حاصل کنند. 
همچنین علاقه مندان می توانند از طریق درج نظر در پایین این خبر و یا ارسال نامه الکترونیک به نشانی pr.sabzpress@gmail.com نسبت به درج امضای خود در ذیل نامه اقدام کنند. 



دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من



درياچه اروميه لحظه هاي آخر را پشت سر مي گذارد. تاب  هيچ طرح بلند مدتي را ندارد .هيچ ابري نمي تواند به دادش برسد. براي اطلاع از وضعيت بزرگترين درياچه شور كشور و دومين درياچه شور  جهان تهران امروز را ورق بزنيد. ادامه مطلب

تلاش خبرنگاري كه مي‌خواست به بزرگ‌ترين جزيره درياچه اروميه برسد
گذر از «9 خوان» درياچه اروميه


تلاش خبرنگار تهران امروز براي پيدا كردن رگه هاي حيات گرانبهاترين موجود زنده درياچه اروميه

آرتميا تمام شده است


85 درصد آب درياچه اروميه خشك شده و 15 درصد آن هم در نمك غرق شده‌است. از دل پرواز اروميه- به تهران كه نگاه كني درياچه را چون تشتي مي‌بيني كه آخرين قطره‌هاي آب آن در يك سو جمع شده است. اين آخرين پرده از قصه تلخ درياچه اروميه است اما مسئولان همچنان براي نجات درياچه اروميه در حال رايزني و بحث باهمديگر هستند. اين درحالي است كه زنگ خشك شدن درياچه اروميه درست 10 سال پيش به‌صدا درآمد. البته آن روز در نهايت خوشبيني خشك شدن درياچه را در 20 سال آينده تخمين زدند اما عمر درياچه در نهايت به يك دهه ختم شد. با اين وجود مسئولان هنوز سردرگم طرح‌هاي ناكارآمدي هستند كه قرار است بزرگ‌ترين درياچه شور كشور را نجات دهد. آنها هر روز يك طرح جديد روي ميزخود مي‌گذارند در اين ميان سه استاندار استان آذربايجان غربي، شرقي و كردستان هم شروع به سهم‌خواهي كرده‌اند. استاندارها سعي مي‌كنند تا هريك سهم كمتري را روانه درياچه اروميه كنند. وعده‌هاي وزارت نيرو هم هرروز تغيير مي‌‌كند. در حالي كه خبرهاي رسيده از سوي كارشناسان سازمان محيط زيست از موافقت وزارت نيرو خبر مي‌دهد.

از سوي ديگر كارشناسان نام‌آشناي محيط‌زيست چون «محمد درويش» شك ندارند انتقال حوزه به حوزه به بحران ‌هاي ديگري منجر خواهد شد. از سوي ديگر به رغم هشدارهايي كه در 10 سال گذشته داده شده زمين‌هاي كشاورزي اطراف درياچه اروميه نه‌تنها افزايش يافته است كه پشتوانه آبي كه در پشت سدها جمع شده از ديم به آبي تغيير كشت داده‌اند تا شيره جان زمين تا آخرين قطره مكيده شود و هيچ راهي براي بازگشت درياچه‌اي كه حداقل 600 هزار سال دارد باقي نماند. ادامه مطلب

از ماه/ لکه ای بر پنجره مانده است/از تمام آب های جهان/قطره ای بر گونه ی تو/و مرزها آنقدر نقاشی خدا را خط خطی کردند/که خون خشک شده/دیگر نام یک رنگ است/از فیل ها /گردنبندی بر گردن هایمان/و از نهنگ/شامی مفصل بر میز/فردا صبح/انسان به کوچه می آید/و درختان از ترس/پشت گنجشکها پنهان می شوند

 

گروس عبدالملكيان

 

در سوگ هامون

 

ماهی از لب تشنگی در لجن تفته گداخت/حلزون درسپر چنبره سوخت/غوک پیر پُرصدا/در چاله گندابه پُرلوش ولا جان داده بود/پوستی براستخوان پیر گاو گله گاواره بان شولای جانش گشته بود/شیرو نی از بیخ وبُن خشکیده بود/آتشی درنیستان گرُ می کشید/گاوهای نیمه جان/پوزه ها شان در لجن/یا ترکهای سله، درخاک رُس/جوجه مرغان مهاجر درنمکزار هلاک/طعمه روباه پیر/رودخشک هیرمند در حسرت یک قطره نم/درخواب باران مُرده بود/دسته مرغان مهاجرراه خود گم کرده اند/شوروشوق زندگی ازبرکه هجرت کرده است/پاره نان دردست مردزابلی/بانگاه تشنگی برآسمان خشکیده است/ابر پر باران تربی تندر و بی بانگ ابر/جا بجا درلامکان یخ بسته است/سال بی باران ونان/سال سیلی خوردن از شنهای سُرخ/سال استسقای آب/آب را از تشنه گان دزدیده اند/حقآبه نیمروز را سد کرده اند/آبروی حرمت همسایگی رابرده اند/آب را لبریزکرت کیف تلخ/کشت افیون بهاره کرده اند!/خاک مرده برسرنیزار سبزسیستان پاشیده اند/دریاچه هامون را/کُُُشته و/سوزانده و/خشکانده اند .


استاد رضا عماد مدرسی، در مرگ بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران،هامون

آخرين مرد محيط زيست!


«محمدباقر صدوق» آخرين مرد محيط زيست از پرديسان رفت  تا از كنج خانه اش  شاهد تخريب هر روز محيط زيست باشد.  "محمدجواد محمدي زاده"  رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور سال گذشته هم بعد از برگزاري چهارمين همايش تجليل از خبرنگاران حوزه محيط زيست «صدوق» را به نقد كشيده بود و به تندي با مردي صحبت كرده بود كه به قول خودش صاحب خانه محيط زيست ايران است(نقل قول مستقيم از صدوق). محمدباقر صدوق كسي بود كه براي نخستين بار آژير مرگ درياچه اروميه را در اين همايش  به صدا درآورد و همان موقع بود كه بسياري تصميم گرفتند مردي كه 30 سال زندگي خويش را به پاي محيط زيست  گذشته بود از محيط زيست روانه خانه كنند اما فشار رسانه ها باعث شد تا محمدي زاده  اين بركناري را متوقف كند. اما چند روز تعطيلي اخير ،زمان خوبي بود تا بالاخره صدوق  را كنار بگذارند. من امروز نتوانستم در مراسم توديع و معارفه محمدباقر صدوق و محمدباقر نبوي شركت كنم اما يادداشت كوتاه م درباره بركناري صدوق و نبوي به عصبانيت بيش از حد محمدي زاده و اعتراض  به روزنامه "تهران امروز "منجر شد.!! اما چه مي شود گفت كه متولي سازماني كه خود  را مهمان اين سازمان مي داند به راحتي از كنار ميزبان و صاحب آن (محمدي زاده ، صدوق و صدوق ها را صاحبان اصلي محيط زيست ميداند) مي گذرد و به جاي اينكه ناراحت خانه نشيني يكي از بزرگترين سرمايه‌هاي محيط زيست كشور باشد بي تاب نوشتار خبرنگاري است كه دلسوزانه به محيط زيست نگاه مي كند!!!