باز این چه شورش است  که در خلق عالم است

  

 

فکر می کنم قبلا گفته بودم روز عاشورا به دنیا اومدم. سال های بچگیم با لباس سیاهی که برای امام حسین می پوشیدم و معمولا یک هفته قبل  از شروع ماه  محرم  آماده می شد گره خورده....

چنان با نیک و بد خو کن که بعد مردنت عرفی

مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

.

.

این روزها  آخر شبای خسته از نوشتن و ننوشتن رو با دیوان یکی از شاعران معاصر می گذرونم. به دو دلیل اسمی ازش به میون نمیارم. یکی اینکه خیلی خجالت  می کشم بگم تا به امروز یه بند از دیوانش رو نخوندم. دوم اینکه می خوام یه بزم یه نفره بگیرم به افتخار خودم. گاهی اوقات تک خوری بد نیست. نه اینکه خرجی هم واسه کسی نداشته باشه. اما دنیاییه، وقتی پریدن یه گنجگش رو به زیبایی از بوته ای برایت به تصویر می کشه. همین واسه یه خلسه طولانی کافیه. یه خلسه مه آلود.

۰

یلدا مبارک