دنياي من، دنياي ساده‌ايه. منو با اين كابوس ها روبرو نكنين....


بعضي از آدم ها آنقدر غرق مي شن،  آنقدر عمر گرانمايه رو براي  رسيدن به اهداف پوچ و پرهياهوي دنيا  هدر مي دن كه قبح خيلي رفتارها براشون ريخته مي شه..... همه چيز براشون ابزار  مي شه و هدفشون، هر رفتار و هر كرداري رو توجيح مي كنه....

**

با اين آدم ها نمي تونم نسبتي داشته باشم. من هميشه اولي بودم. هميشه بهترين ها رو داشتم.  زحمت كشيدم ، تك و تنها  بدون هيچ بند پ یی، بدون هيچ پشتيباني، بدون هيچ سواستفاده اي از موقعيتم...  هميشه در بهترين نقطه بودم. نمي ‌توانستند حذفم كننن...


من هميشه شايسته بهترين موقعيت ها و  در محترم ترين نقطه ها بودم. دلم و قلبم هم شايسته بهترين ِ آدم هاست.من شايسته يه آدم قوي‌ و بااعتماد بنفس‌م.



**

پي نوشت به خانمي  با الفاظ ركيك:من مثل آئينه ام كه متاسفانه شما خودتون رو توي  اون مي بينيد. با سنگ زدن به اين آئينه به جايي نمي رسيد.لطفا به خودتون احترام بذاريدو يه سري لغات رو از دايره لغات تون پاك كنيد. باوركنيد نتيجه اون زيبا شدن جسم و روح تون باهم و جا گرفتن در قلب ديگران.

اون روز كه پرده بيفته و آدم هاي گرگ صفت، لباس بره رو از تنش‌ون درآرن خيلي دور نيست.



درد هم مي تواند آدم را مچاله و زبون كند آنقدر كه دنيا و همه عالم را دشمن خود بداند وكينه خواهي را مرام خود قرار دهد  و هم مي تواند آنقدر آدم را بزرگ كند  كه فكر كردن به انتقام را اهانتي به خود بداند. آمنه را درد بزرگ كرده بود  و اين مساله را در لابه لاي تمام كلماتش بوضوح مي ديدم

زهراكشوري: صورت زيباي آمنه بهرامي شش سال پيش توسط خواستگارش به نام «مجيد موحدي» با اسيد سوخت. او در شش سال گذشته تنها خواهان اجراي حكم قصاص خواستگارش بود و همين مسئله به محل مناقشه موافقان و مخالفان اجراي حكم ريختن اسيد به چشم هاي متهم پرونده تبديل شد ولي در نهايت براي نخستين بار در تاريخ قضاوت ايران، قضات راي به اجراي قصاص و ريختن اسيد در چشم هاي خواستگار كينه‌جوي آمنه دادند اما آمنه بهرامي درست در لحظه اجراي حكم از قصاص خواستگارش گذشت. اين خبر به قدري ناگهاني بود كه خيلي سريع در رسانه هاي داخلي و خارجي انعكاس پيدا كرد. حالا آمنه بهرامي بعد از گذشت از قصاص خواستگارش، در گفت و گو با تهران امروز از اين لحظات خاص مي گويد: