من هيچ وقت آدم يه كاره اي نبودم. وسط نوشتن ي گزارش، چند گزارش را ياد داشت كرده‌ام براي فلان روزنامه و فلان مجله، چند تا شعر خواندم از چند سبك مختلف، چند يادداشت خواندم در باره چند كتاب خوب، چند نقد فيلم خوانده‌ام براي ديدن يا نديدن، چند عكس را عميق نگاه كردم آنقدر كه از اينكه عكس ها هيچ شباهتي با جايي كه همان زمان هستم ندارند متعجبم شده باشم، با دوستانم چنان همديگر را زير سوال برده ايم كه مي توانم چند ساعت درباره آن فكر كنم واحتمالا به يه نتيجه برسم كه مجبور شوند آخرش اگر قبولش نكنن بگن چطوري به اينجا رسيده اي!! با گروه اقتصادي سر نرخ طلا و ارز كي كل كل كرده ام. شايد هم سر عددهاي سه هزارتايي. چند خبر سياسي را قرقره كردم ،تا گزارشم تمام شده باشم. من هيچ‌و قت آدم ي كاره اي نبودم، هرگز. هميشه ي سر داشته ام و هزار سودا!


پي نوشت:راستي اسم وبلاگم هم گذاشتم«خيزران» بوي ناب طبيعت مي دهد