رسم عاشق كشي


 

اگرشما هم مثل ما  با دوربین  «خسرو معصومی» كارگردان وارد جنگلي می شدید که هر لحظه  صدای اره  قاچاقچان چوب، آرامش را از آن می گرفت و بعد هم پای به پای  پسرک نوجوان شاهد تکه تکه شدن تازه دامادی به جرم حفاظت از جنگل بودید از معصومی بدتان می امد. آنجا كه  هزار چاقو به یکباره  بر پیکر «لطيف»  فرود می آمد و پسرک در هر لحظه می مرد و زنده می شد. اوج شقاوت معصومی زمانی است که مادر پسر به دنبال پسرک عزیزتر از جانش وارد درمانگاه   می شود تا کم کم به پیرمردي نزدیک شود که سفیدي موهایش به کافور طعنه می زند. پسرک تنها چند ثانیه فرصت داشت تا با هر ضربه چاقو که به پيكر نامزد خواهرش وارد می شد زندگی را  به اندازه یک پیرمرد 70 ساله دوره کند. اما چگونگی مرگ «ناصر پیروی»، جنگلبان و رئيس اداره منابع طبيعي ماسال در گيلان نشان داد که معصومی اگر می خواست معصومیت و مظلومیت محیط بانان وجنگل‌بان کشور را که با دست های خالی از منابعی و مناطق محیط زیستی حفاظت می کنند،   نشان بدهد راهی نداشت جز اینکه بیننده خود را با ضربات چاقویی که  از سوی دست های بیشمار بر پیکر "لطیف"  فرو  می آمد در پایان فیلم "رسم عاشق کشی" تکه تکه کند. اما «ناصر پیروی» آن طور که سخنگوی قوه قضائیه هم اعلام کرد در یک برنامه از قبل طراحی شده ابتدا توسط یک گروه 6 نفره ربوده می‌شود   و سپس قاتلان با تيغ موكت‌بُري سر از بدن او جدا مي‌كنند. مرگ دردناک «پیروی» تنها یک اتفاقی از بی شمار اتفاق هایی است که عاشقان به طبیعت و حافظان جنگل‌های سبز کشور را به كام مرگ مي‌كشاند.  جدیدترین آمارها نشان می دهد که 110 محیط‌بان توسط چوب‌خوارها و شکارچیان غیرمجاز کشته شده‌اند،  بدون اینکه حتی اجازه‌اي برای دفاع از خود داشته باشند، البته این آمارها  تنها در 6 ماه اول سال جاری اتفاق افتاد .فاجعه در سال 85 بود که نزدیک به  300 محيط بان در حين انجام وظيفه جان خود را از دست دادند و به همين تعداد نيز دچار نقص عضو و معلوليت شدند. علاوه بر اين حدود چهار هزار نفر از محيط بانان نيز توسط شکارچيان غيرمجاز و يا متعرضان جنگل به شدت کتک خورده و مجروح شده اند.

اين آزار و اذيت محيط بانان، کار را به آنجا کشاند که کانون مدافعان حقوق بشر در بيانيه يي با عنوان «محيط زيست و محيط بانان را دريابيد» به  وضعیت آنان اعتراض کرد.   

  به هر حال  بسياري از منتقدان وضعيت محيط بانان ايراني مشکلات محيط بانان وجنگلبان  را ناشي از اهمال کاري هاي  دو سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان جنگل‌ها، منابع‌طبيعي و آبخيزداري دانسته و اين سازمان را به کم کاري محکوم مي کنند. البته مشکلات سربازان بی سلاح منابع طبیعی به همین جا ختم نمی شود.

در حالی  که در بسياري از اخبار مربوط به تعرض به جان محيط بانان از قربانيان حوادث با عنوان شهيد ياد مي شود، اما هنوز عنوان شهيد به تمامي محيط بانان کشته شده در درگيري با شکارچيان و قاچاقچيان غيرمجاز داده نشده و در گلزار شهدا جايي براي آنها در نظر نگرفته اند. روز 13 آذر سال 87 در مراسمي که به مناسبت روز بزرگداشت محيط بانان در سالن سبز سازمان حفاظت محيط زيست برگزار شد، «فاطمه واعظ جوادي»، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست و معاون رئيس جمهور، که چند روزی است صندلی خود را به «محمدجواد محمدی زاده» سپرده،   از عضويت 20 نفر از قربانيان محيط باني در بنياد شهيد کشورمان خبر داد و گفت که از اين به بعد خانواده هاي اين افراد مي توانند از سهميه شهداي جمهوري اسلامي استفاده کنند.

    با اين وجود هنوز تکليف 280 قرباني ديگر محيط‌باني و خانواده هاي آنان در کشورمان مشخص نيست و معلوم نيست چه زماني سازمان حفاظت از محيط زيست اين افراد را نيز در زمره شهدا به مردم کشور معرفي خواهد کرد.  حتي همه این مشکلات باعث نشد تا شغل خطرناک محیط بانی و جنگل‌باني  در زمره مشاغل سخت قرار گیرد تا حداقل آنان، در روزهای حیات از مزایای آن استفاده كنند و دلنگرانی هاي خانوادگی را به جنگل‌ها نکشانند.  این درحالی است که  ساعات كاركرد آنها دو برابر كاركرد ساير كارگران تامين اجتماعي و كارمندان دولتي است.  در اكثر اوقات چندين روز از خانواده هاشان دور هستند اما با كمترين حقوق و امكانات رفاهي و زيستي به حفاظت بي چون و چرا از طبيعت ايران مشغول هستند و سرنوشت نامعلومي در انتظارشان است. يا در نبرد نابرابر كشته مي شوند و يا همچون بسياري از محيط بانان و جنگلبانان مظلوم دست و پايشان زير اره موتوري و لودر قطع مي شود، يا مانند اسماعيل رمضاني جنگلبان مظلومي كه سال ها است قطع نخاع شده ذره ذره جان مي دهند . شايد هم مانند «محمد احمدي»، محيط بان جوان آذري كه چشمانش تخليه شد و حتي نتوانست فرزند اول تازه متولد شده اش را ببيند در آغاز جواني نابينا مي شود و يا همچون «سليماني» محيط بان خراساني مظلومانه زير برف و بوران كوهستان در حين گشتزني با پاي پياده يخ مي بندند  و مي ميرند. اگر آنها  از همه اين موارد جان سالم به در برد و شجاعت به خرج داده و دست به سلاح برد، به جرم اجراي دستور مافوق و قوانين محيط زيستي كه گويا هنوز در برخي از محاكم قضايي شرعي پنداشته نمي شوند، محكوم به قصاص مي شود!     اين در حالي است كه ماموران گارد محيط زيست ايران بيش از 36 سال است كه به موجب قانون در زمره نيروهاي مسلح كشور محسوب مي شوند و علاوه بر آن به عنوان ضابطان قضايي همچون ماموران نيروي انتظامي، در مواجهه با قاچاقچيان و شكارچيان حيات وحش مي توانند آنان را دستگير كرده و در صورت لزوم دست به سلاح ببرند. اما سواي اين همه درد هنوز هم  عشق به طبیعت آنها  را روانه بیشه زار و جنگل هایی می کند كه درسایه تاریک آنها قاچاقچی یا شکارچی به کمین نشسته است.

 

بزن باران ...

 

   وين حلقه ی بازو را

           در گردن مغرورت

                  خواهم آويخت

گاهی اوقات یه  سرج شما را به یه دنیا ناشناخته می برد. یکی از سرچ های امروز منو رسوند به این عکس «نیکول فریدنی» که به یه نقاشی از طبیعت شبیه  تا یه عکس.  مردی که با دوربین نقاشی می کرد.   

.

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

انقدر هست که این بام های سربی و سنگی و آسمان خراش هم بشنون.

                                            ...شکر       

بعد از فیلم "درباره الی" دلم لک زده بود برای فیلم درست حسابی. بنابراین اگر شما هم دلتون لک زده برای یه فیلم درست و حسابی " بی پولی" رو از دست ندین. علاوه بر نگاه زیبا و سالم کارگردان. باورتون  نمی شه که "بهرام رادان"  داره بازی می کنه یا خودشه . درباره " بی پولی" خیلی میشه حرف زد که البته سرعت اینترنت اجازه نمی ده.    

.

من توی دانشگاه دوستی داشتم به اسم"ساکار عباسی فرید". کرد و اهل بوکان. از ایران رفتند . اون و  مادرش. چند سال پیش. عجیب دلتنگشم و عجیب اینکه مدام توی خوابام. اسمشو را اینجانوشتم شاید این دنیای مجازی باعث بشه یه خبری از هم دیگه بگیریم.راستی ساکار به معنی سپیده است.

.

پرویز مشکاتیان هم رفت

دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست

 

چنان گرفته ترا بازوانِ پیچکی ام

که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام

نه آشنایی ام امروزی است با تو همین

که می شناسمت از خواب های کودکی ام*

 منظره اي زيبا در طبيعت استان گيلان

کلی درباره اینکه چرا ما ایرانی ها اصولا به زبان شعر پناه می بریم و حرف هایمان را در لفافه می گویم افاضه فضل کرده بودیم با رعایت عیب و هنر که اینترنت بازهم نارفیقی کرد. به هر حال با زبان امروزی هم می شود گفت که اینجا شانه ای هست که دلتنگ دلتنگیاشه. اما چه کار باید کرد هنوز یاد نگرفته ایم.

...

...اما مارال نتوانست. ناگهان، صدای گریه اش-انگار که بی سببی- بلند شد؛بلند ِبلند... صدای گریه به ظاهر بی علت مارال، اُبه را به خاموشی کشاند. صحرا سکوت کرد-سراسر ِ صحرا- از این سوی مرز مجعول تا آن سو. ترکمن سکوت کرد تا صدای گریه ی مارال را بشنود؛ اما هیچکس نپرسید که او چرا می گرید. خدا می دانست، طبیعت می دانست، ترکمن می دانست،تاریخ می دانست.**

چقدر دلم بیابان می خواهد.

**

اعجاز کن،اعجاز کن،اعجاز ابراهیم


اعجاز کن آه ای خلیل الله دوران ها

زمزم بجوشان از گلوی این بیابان ها

من ماندم و بت های شوم ناجوانمردی

ای کاش می شد که تبر در دست برگردی

دلشوره می بارد از این تکرار هاجر وار

شیطان نشو ای مثنوی دست از سرم بردار

این بیت ها مرز شعارو شعر خواهد شد

این بیت های در گلویم مانده ی ناچار

بگذار تا فریاد هایم را برآشوبم

من از مسلمان بودن خود عار دارم،عار

دیشب هزاران کودک از قطحی نان مردند

دارم به خود می پیچم از اندوه این اخبار

من درد دارم،درد دارم،درد ابراهیم

ای کاش روزی بسته می شد راه استغفار…

تا حاجیان در آسمان مکه می دیدند

خیل ِ ابابیل ِ خدا را سنگ در منقار***


 به امید ریشه کن شدن ظلم                                           
                                               آمین



*حسین منزوی

**"آتش بدون دود"ج چهارم.نادر ابراهیمی

***حسین غیاثی

من "ارگ بم" و خشت به خشتم متلاشی

تو "نقش جهان" هر وجبت  ترمه و کاشی*

 

حرف هایی  ماندنی است که  مثل جرقه  می آید و می رود و اگر دقیقا زمانی که می آید اینترنت باهات راه نیاد از دستت رفته . مهمترین دلیلی که اینجا آپ نمی شه  همینه. الحمدالله آمار رسمی غیر قابل انکار که مدرکش هم هست نشان می دهد که ایران از نظر سرعت اینترنت  آخرین جایگاه را به خود اختصاص داده و اونو  سفت و دو دستی گرفته که خدا نخواسته، زبانم لال کسی از دستش درنیاورد. این خط این نشون به همین زودی به افغانستان غبطه خواهیم خورد. نگین نگفتین.

دلیل دیگه اینکه انقدر حرف نگفته دارم که نمی دونم باید از کجا شروع کنم  ... بنابراین ببخشید.

 

ماه عزیزی است اگر قدر بدانیم .بنابراین برای همدیگر  ارزوهای خوب داشته باشیم.       آمین

**

به کجا چنین شتابان؟

به هرآن کجا که باشد، به جز اين سرا، سرايم

«سفرت به خیر اما تو ودوستی، خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،

به شکوفه ها، به باران، /برسان سلام مارا»

 

شفیعی کدکنی از ایران رفت

**

*از حامدعسکری