پاييز
پاييز براي من يه فصل جداگانه است. پادشاه ست توي مسير زندگي. تعجب مي كنم وقتي كسي پاييز را انكار ميكند به زبان تبر. ايمان دارم همانطور كه آن شاعر شيرين سخن ميگويد پادشاه فصلها ست پاييز. شاعر ديگري هم ميگويد پاييز نام مستعار همه فصل هاست. دلم با اين حرف يكي است اما نگاه شاعرش را دوست ندارد. نه نام مستعار بودن اين همه زيبايي به معناي غم واندوه نيست. همانطور كه هرگز اعتقاد نداشتم آسمان همه جا يك رنگ است كه البته ميتواند باشد.بستگي دارد ما آسماني كه با خود مي بريم چه رنگي گرفته باشد.... روزها آنقدر شتاب دارند كه مي ترسيدم اين پست به پاييز نرسد كه رسيد.
عجله ای برای پایان قصه های نادر ابراهیمی ندارم. برای همین است که خواندن کتاب هایش ماه ها طول می کشد. نادر ابراهیمی طعم زندگی کردن با کتاب رو به تو می چشه.
.
.
دیشب داشتم فیلم «هامون» مهرجویی رو می دیدم .یه دفعه یادم اومد که من هیچ وقت با هامون مصاجبه نداشتم. راستی چرا؟ گفتم خوب همین فردا بهش زنگ می زنم. یه دفعه حس کردم زمین خوردم . یه خبر یادم اومد. گفته بودن مرده. نمی دونم؟ این خبر راسته.
**
تعدادی از عکس هایی که از دریاسر گرفتم رو می تونید اینجا ببینید.
**عکس از من نیست