دیروز با چند تا بیمار سرطانی صحبت می کردم. داروی یکی شون که تا چند ماه پیش 600 هزار تومان بوده، الان شده 4 میلیون و 500 هزار تومان. هر ماه هم باید این دارو رو تزریق کنه. علاوه بر این دارو، هر ماه باید دارویی دیگه ای رو هم تزریق کنه که تا به امروز قیمتش می شه 2 میلیون تومان. وضع مالی اسفناکی داره. با کمک خیرین 2 میلیونش جور شد که در نهایت یه قلم دارو را خرید. پرستار بخش سرطانی ها(بیمارستان امام) می گفت اگر هر ماه این داروها رو تزریق نکنه به زودی ریه اش از کار می افته و می میره. کاش خیرین این روزها، بیشتر به بیمارستان ها سر می زدن و به همچنین آدمایی کمک می کردن. فقط نمی دونم یه خیر تا چقدر می تونه همچین هزینه هایی رو متقبل بشه. البته اگه خیری پیدا بشه...راس می گن "تحریم یه اسم شیک واسه جنگ". ما آدم ها چه دنیای بدی برای هم ساختم. خدایا آدم ها به همدیگه رحم نمی کنن، تو پناه مریض ها و بیچاره ها باش این روزها.....

**

راستش اصلا نمی دونستم این وبلاگ این همه بازدید کننده آشنا داره. خدا رو شکر می کنم برای دوستانی که هر روز بی سر و صدا یادم می کنن و گاهی اوقات دلنگران م می شن. و البته از اونجایی که خیلی اهل گفتن از خودم و دلمشغولی هام نیستم ، همیشه خیالم راحت بود که اینجا رو کمتر کسی می شناسه. حداقل دوستان و آشنایانی که در زندگی م نقش دارن.  برای همین هم راحت تر از خودم می نوشتم. اما ظاهرا اشتباه کردم. خوشحالم که  به همین که "وبلاگ تو خوندم گفتم یه حالی ازت بپرسم" اکتفا می کنن .... دوستان عزیزتر از جانم فقط و فقط برای همه از جمله من آرامش آرزو کنید. باورکنید زیاده عرضی نیست و من خوبم ...


و اما خدای مهربانم

مث همیشه گام به گام راه را نشانم بده و آنی مرا به خودم وامگذار...



*امروز باید بوشهر می بودم اما نتوستم برم. دلم بدجور هوای خلیج فارس رو کرده...