به تو سلام میکنم کنارِ تو مینشینم و در خلوتِ تو، شهرِ بزرگِ من بنا
میشود. اگر فریادِ مرغ و سایهی علفم، در خلوتِ تو این حقیقت را باز
مییابم."احمد شاملو"
+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی ۱۳۹۰ ساعت 13:52 توسط
|
آنگاه که روزی از روزها کشته شوم قاتل در جیبم بلیت هایی برای مسافرت خواهد یافت یکی برای صلح یکی برای سفر به مزرعه ها و بیابان ها یکی برای سفر به ژرفاهای دل آدمی (قاتل عزیزم بلیت ها را دور نینداز سفرکن!خواهش می کنم!)