هرشب ستارهاي به زمين ميكشند و باز
اين آسمان شب زده، غرق ستارههاست
هنوزم نوشتن توي اين صفحه را دوست دارم. هنوز هم. و اين روزها را كه پر از تجربه هاي ناب است و حرف هاي ناگفته و اين زندگي عجيب. و اين نگاه كه دلم ميخواهد بلندتر از هر بلندي شود. باور كنيد بر بلنداي هر بلندي، بلندتري ايستاده.
.
فقط می تونم بگم خدایا به تو پناه می برم.
در ضمن می تونید اندر باب پناه بردن به درگاه الهی، یادداشت یکی از همکاران ما را به عنوان "رقصی چنین میانه تهرانم آرزوست!" را مطالعه بفرماييد. باور بفرماييد كه من اصلا نمي دونستم توي روزنامهاي چنين خجسته و شيرين! كار ميكنم.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 14:16 توسط
|