تبليغاتX
دلم می سوزد از باغی که می سوزد
 

   وين حلقه ی بازو را

           در گردن مغرورت

                  خواهم آويخت

گاهی اوقات یه  سرج شما را به یه دنیا ناشناخته می برد. یکی از سرچ های امروز منو رسوند به این عکس «نیکول فریدنی» که به یه نقاشی از طبیعت شبیه  تا یه عکس.  مردی که با دوربین نقاشی می کرد.   

.

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

انقدر هست که این بام های سربی و سنگی و آسمان خراش هم بشنون.

                                            ...شکر       

بعد از فیلم "درباره الی" دلم لک زده بود برای فیلم درست حسابی. بنابراین اگر شما هم دلتون لک زده برای یه فیلم درست و حسابی " بی پولی" رو از دست ندین. علاوه بر نگاه زیبا و سالم کارگردان. باورتون  نمی شه که "بهرام رادان"  داره بازی می کنه یا خودشه . درباره " بی پولی" خیلی میشه حرف زد که البته سرعت اینترنت اجازه نمی ده.    

.

من توی دانشگاه دوستی داشتم به اسم"ساکار عباسی فرید". کرد و اهل بوکان. از ایران رفتند . اون و  مادرش. چند سال پیش. عجیب دلتنگشم و عجیب اینکه مدام توی خوابام. اسمشو را اینجانوشتم شاید این دنیای مجازی باعث بشه یه خبری از هم دیگه بگیریم.راستی ساکار به معنی سپیده است.

.

پرویز مشکاتیان هم رفت

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 14:30 توسط زهراكشوري |


 

چنان گرفته ترا بازوانِ پیچکی ام

که گویی از تو جدا نه که با تو من یکی ام

نه آشنایی ام امروزی است با تو همین

که می شناسمت از خواب های کودکی ام*

 منظره اي زيبا در طبيعت استان گيلان

کلی درباره اینکه چرا ما ایرانی ها اصولا به زبان شعر پناه می بریم و حرف هایمان را در لفافه می گویم افاضه فضل کرده بودیم با رعایت عیب و هنر که اینترنت بازهم نارفیقی کرد. به هر حال با زبان امروزی هم می شود گفت که اینجا شانه ای هست که دلتنگ دلتنگیاشه. اما چه کار باید کرد هنوز یاد نگرفته ایم.

...

...اما مارال نتوانست. ناگهان، صدای گریه اش-انگار که بی سببی- بلند شد؛بلند ِبلند... صدای گریه به ظاهر بی علت مارال، اُبه را به خاموشی کشاند. صحرا سکوت کرد-سراسر ِ صحرا- از این سوی مرز مجعول تا آن سو. ترکمن سکوت کرد تا صدای گریه ی مارال را بشنود؛ اما هیچکس نپرسید که او چرا می گرید. خدا می دانست، طبیعت می دانست، ترکمن می دانست،تاریخ می دانست.**

چقدر دلم بیابان می خواهد.

**

اعجاز کن،اعجاز کن،اعجاز ابراهیم


اعجاز کن آه ای خلیل الله دوران ها

زمزم بجوشان از گلوی این بیابان ها

من ماندم و بت های شوم ناجوانمردی

ای کاش می شد که تبر در دست برگردی

دلشوره می بارد از این تکرار هاجر وار

شیطان نشو ای مثنوی دست از سرم بردار

این بیت ها مرز شعارو شعر خواهد شد

این بیت های در گلویم مانده ی ناچار

بگذار تا فریاد هایم را برآشوبم

من از مسلمان بودن خود عار دارم،عار

دیشب هزاران کودک از قطحی نان مردند

دارم به خود می پیچم از اندوه این اخبار

من درد دارم،درد دارم،درد ابراهیم

ای کاش روزی بسته می شد راه استغفار…

تا حاجیان در آسمان مکه می دیدند

خیل ِ ابابیل ِ خدا را سنگ در منقار***


 به امید ریشه کن شدن ظلم                                           
                                               آمین



*حسین منزوی

**"آتش بدون دود"ج چهارم.نادر ابراهیمی

***حسین غیاثی

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 0:11 توسط زهراكشوري |


من "ارگ بم" و خشت به خشتم متلاشی

تو "نقش جهان" هر وجبت  ترمه و کاشی*

 

حرف هایی  ماندنی است که  مثل جرقه  می آید و می رود و اگر دقیقا زمانی که می آید اینترنت باهات راه نیاد از دستت رفته . مهمترین دلیلی که اینجا آپ نمی شه  همینه. الحمدالله آمار رسمی غیر قابل انکار که مدرکش هم هست نشان می دهد که ایران از نظر سرعت اینترنت  آخرین جایگاه را به خود اختصاص داده و اونو  سفت و دو دستی گرفته که خدا نخواسته، زبانم لال کسی از دستش درنیاورد. این خط این نشون به همین زودی به افغانستان غبطه خواهیم خورد. نگین نگفتین.

دلیل دیگه اینکه انقدر حرف نگفته دارم که نمی دونم باید از کجا شروع کنم  ... بنابراین ببخشید.

 

ماه عزیزی است اگر قدر بدانیم .بنابراین برای همدیگر  ارزوهای خوب داشته باشیم.       آمین

**

به کجا چنین شتابان؟

به هرآن کجا که باشد، به جز اين سرا، سرايم

«سفرت به خیر اما تو ودوستی، خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،

به شکوفه ها، به باران، /برسان سلام مارا»

 

شفیعی کدکنی از ایران رفت

**

*از حامدعسکری

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 18:0 توسط زهراكشوري |