تبليغاتX
دلم می سوزد از باغی که می سوزد

بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
اي دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمي پوشي به كام
باده رنگين نمي نوشي ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت ازآن مي كه مي بايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ

 

 

خوش بحال روزگار

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 9:25 توسط زهراكشوري |


امروز كلي درخواست داشتم، از اضافه حقوق، پاداش و انتصاب و كلي چيزهاي ديگه. چه می کند این صندلی ریاست. چارت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري همين امروز توسط يكي از روزنامه‌هاي كشور تغيير پيدا كرد و در يك حركت انقلابي رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي توديع و بنده به اين سمت منصوب شدم. البته بدون حضور اطلاع ایشان همین جا از تمام دوستانی حضوری یا دربلاگشان تبریک گفته اند ، صميمانه تشكر مي‌كنم.

 انتصاب تازه

اعتماد منصوب می کند

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 14:23 توسط زهراكشوري |