تبليغاتX
دلم می سوزد از باغی که می سوزد
گفت وگو با خواننده ساكن محله ما
از دوچرخه سواري خجالت مي گشم

006504.jpg
نام و صداي مسعود خادم براي ما هميشه يادآور مجموعه تلويزيوني «كت جادويي» است.
هفته گذشته مسعود خادم ۳۳ ساله به دفتر همشهري محله آمد تا درباره محله مان صحبت كنيم. گفت  كه كار حرفه اي را سال ۷۱ با گروه كر موسيقي صدا و سيما شروع كرده و اينكه نصفه شب ها در آپارتمان مسكوني اش مي زند زيرآواز و هيچ همسايه اي هم به او اعتراض نمي كند. مسعود خادم چهار سال است كه در منطقه ما فعاليت مي كند.
از او تاكنون چهار آلبوم روانه بازار شده و پنجمين اثرش با نام «هوس» هم همين  روزها منتشر خواهد شد.
منطقه ۷ چطور جايي است؟
شلوغ است و ترافيك بسيار سنگيني دارد،اما مردمش خيلي خوب و صميمي اند. خيلي راحت برخورد مي كنند. اگر مشكلي براي كسي پيش بيايد، حتماً كسي پيدا مي شود كه كمك كند. البته نمي گويم كه بالاي شهر اينطور نيست، ولي براي من پيش آمده و صميميت مردم اين محله را ديده ام. برخوردها خيلي گرم است و در محل كارم احساس راحتي مي كنم.
از اينكه محله ها هر روز جديد مي شوند و روابط محدود، ناراحت مي شويد؟
چه بخواهيم چه نخواهيم بايد با زمان حركت كنيم. مادر محله هاي قديمي و سنتي آرامش خاصي احساس مي كرديم كه در آپارتمان ها نيست. اما مجبوريم با زمان پيش برويم. اين زندگي آپارتمان نشيني هم حسن دارد و هم عيب. حسنش اين است، وقتي در يك مساحت كوچك يك آپارتمان با ۳۰ واحد مسكوني ساخته مي شود با توجه به اينكه جمعيت ما روبه افزايش است و جوانان مي خواهند تشكيل خانواده بدهند و به خانه و سرپناه احتياج دارند مشكل مسكن رفع مي شود اما عيبش اين است كه اگر هر روز پنج خانواده از اين سي خانواده مهمان داشته باشند مهمان ها هم با ماشين بيايند ما با مشكل روبرو مي شويم چون جايي براي پارك كردن نيست. در بعضي از محل ها برج  زده اند ولي مجوز پاركينگ نمي دهند ،من نمي دانم مشكل از كجاست.
راننده خوبي هستيد؟
از كسي بايد بپرسيد كه كنار من مي نشيند. معمولاً كساني كه كنار من مي نشينند زياد راضي نيستند.
آخرين باري كه تصادف كرديد خاطرتان هست؟
تاحالا تصادف نكرده ام. اينكه مي گويم راننده خوبي نيستم براي اين است كه خيلي تند رانندگي مي كنم.
توي جاده زندگي چطور رانده ايد؟
خودم راضي نبوده ام.
پس به خاكي زده ايد؟
خيلي... من وقتي كه به عقب برمي گردم. مي بينم كه خيلي كارها را مي توانستم بهتر انجام بدهم ولي ندادم. خيلي از ارتباط ها كه بسيار ارزشمند بودند به خاطر هيچ و پوچ از دست داده ام و تمام اين اتفاق ها به بي تجربگي و كم  دانشي خودم برمي گردد. به مرور كه جلو مي روم چيزهايي را ياد مي گيرم و تازه دارم جبران مي كنم. به هر حال من در جاده زندگي خطا زياد داشته ام.
حاضريد با دوچرخه در محله تردد كنيد؟
خيلي وقت است كه ورزش نكرده ام اگر با دوچرخه تا سركوچه  بروم حتماً پاهايم درد مي گيرد. در ضمن خجالت هم مي كشم.
اما دوچرخه بار ترافيك شهر را كم مي كند!
والله خدا را شكر كه تكنولوژي روزبه روز در كشور ما پيشرفت مي كند و ما آنقدر ماشين توليد مي كنيم كه ديگر جايي براي دوچرخه  باقي نمي ماند.
خيلي از كشورها از لحاظ تكنولوژي از ما جلوترند ولي از دوچرخه استفاده مي كنند؟
بله ولي پيشرفت تكنولوژي باعث شده كه ما يك مقدار تنبل شويم. اصلاً وقتي انسان با زمان حركت مي كند تنبل مي شود. مثلاً توي خانه نشسته اي و با كنترل تلويزيون كانال ها را عوض مي كني بدون اينكه خودت را تكان بدهي پيشرفت تكنولوژي هم باعث شده كه تردد با دوچرخه  خيلي سخت باشد.
بحث توان آدم ها مطرح نيست. بحث شلوغي و ترافيك سرسام آور محله ها در تهران است كه زندگي را سخت كرده است.
بله اگر اين اتفاق بيفتد خيلي خوب مي شود ترافيك و دود و دم كم مي شود. از طرفي سلامت آدم ها تضمين مي شود. اما فكر نمي كنم با اين راه هاي بسيار دور مردم حاضر باشند اين طرح را بپذيرند.
همسايه خوبي هستيد؟
خيلي.
006507.jpg
چطور؟
چون اصلاً كسي را نمي بينم.
اين يعني يك همسايه خوب؟!
من فكر مي كنم در يك آپارتمان بيست واحدي هرچه آدم ها و همسايه ها كمتر همديگر را ببينند خيلي بهتر است.
چرا؟
دردسر خيلي كمتر است.
دردسر يعني چي؟
خب من بخاطر كارم مجبورم موسيقي گوش بدهم. اگر كمتر همديگر را ببينيم كسي نمي آيد در بزند بگويد آقا مسعود صداي نوار را كم كن.
پس منظور شما اين است كه همسايه ها يك عمر توي رودربايستي قرار بگيرند و تمام عمر صداي ساز و آواز شما را تحمل كنند؟
ولي من تا جايي كه يادم هست همسايه خوبي براي همه بودم و همسايه هاي خوبي هم داشته و دارم.
تا حالا كسي به شما اعتراض نكرده است؟
اصلاً!
توي خانه تمرين ساز و آواز مي كنيد؟
چاره اي ندارم.
حتماً دوازده شب؟
بله. يك حسي توي شب است كه آدم مي تواند با آرامش ساز بزند و آواز بخواند تا الان هم هيچ مشكلي نداشته ام.
هيچ وقت مدير مجتمع بوده ايد؟
نه، حتي چند وقت پيش يك جلسه در ساختمان برگزار شد و همسايه ها پيشنهاد كردند كه من مسئوليت ساختمان را بپذيريم كه قبول نكردم.
همسايه هاي شما چه قدر با فرهنگ آپارتمان نشيني آشنا هستند؟
توي محله اي كه ما زندگي مي كنيم مردم همه چيز را رعايت مي كنند و چند سالي كه در اين ساختمان زندگي مي كنيم هيچ مشكلي پيش نيامده است.به فرض اگر همسايه من يك شب مهمان داشته باشد و سروصدا كند من از خوابم مي زنم چون آنها از خواب شبشان براي من زده اند.
اينكه ما هميشه يك چيز خلاف قانون را رعايت كنيم مثلاً آرامش شب را از دست بدهيم چون احتمال مي دهيم چند شب بعد ما مي خواهيم آرامش ديگران را بگيريم چه تأثير ي بر روي روح و روان شما دارد؟
كمي با از خود گذشتگي آشنا مي شويم!
ولي معمولاً پشت  يك شب بیداری کشیدن حسی پر از ناراحتي و خستگي انتظار آدم را مي كشد.
من با بيداري در شب ارتباط خيلي خوبي دارم. معمولاً تا ساعت چهار صبح بيدار هستم. آدم نبايد فرصت شب را از دست بدهد. در شب مي توانم آهنگ بسازم و شعر بگويم.
ولي روز پر از سروصدا و رفت و آمد است من روز را دوست ندارم و معمولاً تا ظهر مي خوابم. حسي كه در شب است اصلاً در روز نيست.
كجاي تهران به دنيا آمده ايد؟
نارمك.
نارمك از محله هاي اصيلي است كه همين امروز هم روابط سنتي و گرم خود را حفظ كرده است. شما كه در اين محله متولد شده ايد و تا چند سال پيش هم آنجا زندگي مي كرديد. چرا روابط گرمي با همسايه  نداريد؟
چون وقتي آدم با زمان پيش مي رود آن حس و صميميت به مرور كم رنگ مي شود. يادم مي آيد بچه بوديم هر عصر همسايه را مي ديديم با همسايه بيرون مي رفتيم. حالا ديگر ما از آن روزها خيلي دور شده ايم.
006510.jpg
تأثير اجتماعي اين دوري را چه قدر حس مي كنيد؟
باعث شده كل زندگي تغيير كند و سنخيتي با گذشته نداشته باشد. شما تصنيف ها و ترانه هايي كه بيست سال پيش ساخته شده اند را با ترانه هاي امروز مقايسه كنيد.ترانه هاي قديم چه قدر قشنگ و با احساس بوده اند.پدر و مادرهاي ما با آن ترانه زندگي مي كرده اند ولي موسيقي كه امروز توليد مي شود آن حس و صميميت را ندارد دليلش هم زندگي ماشيني امروز است.
چه قدر با دوستان دوران كودكي ارتباط داريد؟
فقط با يكي از آنها ارتباط دارم. آقاي كيوان دانشفر كه توي اركستر من گيتار مي زند. از بقيه دوستان خبر ندارم. البته تا چند سال پيش كه توي ميدان رسالت بودم همه را مي ديدم خيلي هم لطف داشتند منتهي من ازدواج كردم و از آن محله  رفتم و ناخواسته از بچه ها دور شدم.
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 9:48 توسط زهراكشوري |


ميمند حلقه پيوندفلسفه غرب و شرق

 

 

 

 

چند ماه پيش ثبت جهاني سلطانيه يك بار ديگر چشم جهانيان را به مواريث تاريخي ايران خيره كرد.امروز نيز اعطاي جايزه جهاني ملينا مركوري يونان در پاريس به روستاي تاريخي ميمند برگ ديگري از تاريخ اعجاب انگيز كشور را به روي جهانيان گشود و فرصت ديگري را براي معرفي گوشه اي از تاريخ و فرهنگ اين ديار به جهانيان در اختيار دوست داران ميراث كهن اين مرز وبوم نهاد. دقايقي پس از اعطاي جايزه ملينا مركوري به مينمد با دكتر احمد جلالي ، نماينده دائم ايران در يونسكو به گفتگو نشستيم.

 

 

جايزه ملينا مركوري چيست و معمولا يك اثر تاريخي بايد چه ويژگي داشته باشد كه بتواند اين جايزه را به خود اختصاص دهد؟

جايزه ملينا مركوري بنام خانم ملينامركوري، وزير فرهنگ يونان كه بيش 8 سال وزير فرهنگ يونان بود، در يونسكو به ثبت رسيده است. او يك هنرپيشه، هنرمند و يك سياستمدار بسيار موفق بود. ملينا مركوري بنيانگذار پايتخت فرهنگي آتن(موسسه آتن) است.شخصيت او نشان دهنده پيوند ميان هنر، فرهنگ و سياست است.اين جايزه براي اولين بار در سال 1997 اهدا شد.روستاي ميمند چهارمين منظر طبيعي و تاريخي است كه حائز دريافت جايزه ملينامركوري شد.جايزه ملينا مركوري به بهترين مديريت پروژه، مرمت، بازسازي و نگهداري يك چشم انداز تاريخي و فرهنگي است.

 

چرا از بين آثار بسيار متعددي كه كشورهاي مختلف جهان به اين مسابقه ارائه داده بودند، روستاي ميمندحائز دريافت اين جايزه شد؟

مهمترين دليلي كه باعث انتخاب روستاي تاريخي ميمند از سوي ملينا مركوري شد اين بود كه ميمند حداقل 3هزار سال قدمت دارد و حتي برخي از باستان شنان تاريخ آن را تا 20هزارسال تخمين مي زنند.اين روستاي منحصر بفرد در استان كرمان و در نزديكي شهر بابك قرار دارد. روستاي ميمند بخاطر پتانسيل هاي طبيعي و تاريخي كه دارد توانست راي هيات بين المللي ملينا مركوري را بدست بياورد. اين روستا نه تنها يك ميراث چند هزارساله را در خودش حفظ كرده است بلكه مجموعه اي از همزيستي بين طبيعت، معماري، سنت، تاريخ، فرهنگ و نحوه زيست مردم را به لحاظ ميراث تاريخي و فرهنگي درخودش به يادگار گذاشته است. در اين دهكده دو جنبه از ميراث فرهنگي تركيب شده است كه عبارت است از ميراث ملموس و ميراث معنوي وغير ملموس.

 

 

يكي از دلايل اصلي موفقيت روستاي ميمند فعاليت شبانه روزي مسئولان پروژه است. كما اينكه يكي از دلايل انتخاب اين روستا مديريت خوب ومرمت اصولي عنوان شده است نظر شما در اين ارتباط چيست؟

پروژه اي كه در ميمند اجرا شد سه هدف را دنبال مي كرد كه اين اهداف عبارت بود از مرمت، حفاظت و بازسازي اثر تاريخي، مردم شناسي محيط و حفظ گويش و لهجه هاي زباني.در واقع هدف عمده اين پروژه اين بود كه بتواند زندگي عادي وسنتي مردم ساكن راحفظ كند به طوري كه اين روستا آن زندگي طبيعي و روزمره خود را از دست ندهد كه پروژه در اين مسئله موفق بوده است. مهمترين كار در اين روستاحفظ همين زندگي سنتي است.براي اين كه اين دهكده نمونه بسيار منحصر بفردي است كه بعد از گذشت چند هزار سال و با همه تحولات در زندگي مدرن شهري پيدا شده است، هنوز بيش از 120 نفر در آن سكونت دارند. فضاي طبيعي و كشاورزي و باغ هاي اطراف ميمند و همزيستي با طبيعت توسط ساكنان يك نمونه جالب و منحصربفرد در دنيا است كه ما را به هزاران سال تاريخ خودمان پيوند مي دهد. من در هم در سخنراني خود در مراسم اعطاي جايزه و هم در اينجا از همكاران ميراث فرهنگي كه در اجرا و مديريت اين پروژه نقش بسزايي داشته اند، تشكر مي كنم.يكي از كساني كه تلاش بسيار زيادي براي معرفي ميمند به جهان انجام داد خانم مهناز اشرفي مدير سابق پروژه ميمند است كه هم اكنون در ژنو به كار علمي و تحقيقي خود ادامه مي دهد.ايشان نقش اصلي و عمده را در سامان دادن پروژه بر عهده داشته و زحمات فراواني كشيده است كه براستي مستحق قدرداني و ستايش است.آقاي كيارش اقتصادي كه درحال حاضر مديريت پروژه ميمند را بر عهده دارد واقعا مستحق قدرداني است. از دكتر وطن دوست مدير مركز تحقيقاتي و حفاظت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نيز بسيار تشكر دارم.

 

 

دستاورد اين جايزه براي ميراث فرهنگي و طبيعي كشور چيست؟

اهميت اين جايزه جهاني و برنده شدن روستاي ميمند اين است كه سرمايه اجتماعي و افكار عمومي مردم ايران را به ارزش ميراث فرهنگي خود معطوف مي كند و در تصميم گيري ها و ايجاد اراده سياسي براي توجه به ميراث مادي و معنوي تاريخ كشور بسيج مي كند. جنبه مهم ديگر اين اتفاق اين است كه جايزه توسط كشور يونان كه ميراث دار يك تمدن باستاني و قديم است به كشور ايران كه داراي ميراث كهن و يكي از امپراطوران قديم و بزرگ است تعلق مي گيرد. در تاريخ پرفراز و نشيب چند هزارساله ايران با يونان هم درگيرها و اتفاقات ناگوار افتاده است و هم تعامل و روابط مثبت وسازنده تمدني و فرهنگي. من در سخنان خودم پس از دريافت جايزه گفتم كه در طول تاريخ آن چه ماندني شده است انتقال ميراث فلسفي يوناني بود به ايران بزرگ كه موجب شد شخصيت هايي مثل فارابي، ابوعلي سينا، رازي و ابوريحان بيروني و ده ها نام بزرگ ديگر كه در جهان شناخته شده اند ميراث فلسفي علمي يونان باستان را بگيرند و بر آن بسيار بيفزايند و از طريق تاليف كتاب ها و آثار فلسفي و علمي خود ميراث گرانبهايي را براي تمدن بشري تقديم كنند. در واقع اين ايران بود كه ميراث فلسفي يونان را به علاوه آنچه متفكران و دانشمندان ايراني برآن افزودند براي بشريت نگاه داشت و اين ميراث بعدها از طريق ترجمه اين آثار به اروپا و همه جهان صادر شد.بنابراين اعطاي اين جايزه بين المللي كه يونان متفكر آن بوده است يك معناي بزرگ نمادين دارد به اين معني كه يك تمدن باستاني به يك تلاش تاريخي و فرهنگي برجسته يك تمدن بزرگ و باستاني ديگر جايزه مي دهد. درسي كه از اين معنا مي توان آموخت اين است كه ار ميان حوادث تلخ و شيرين تاريخ بايد با آنهايي توجه كنيم كه براي فرهنگ ملي و جهاني آثار سازنده دارند. مسئله مهم ديگر اين است كه رابطه ميان روند توسعه و حفظ ميراث فرهنگي را درست دريابيم كه متاسفانه در بخش مهم تاريخي 80 ساله ايران مورد غفلت قرار گرفته است.

 

نقش سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور را در شناسايي اين گونه آثار به جهان چگونه ارزيابي مي كنيد؟

كار مهم سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين اتفاق اين بوده است كه تيم هاي علمي و تحقيقي جوان و پرانگيزه را در اين مكان هاي تاريخي مستقر كرد تا آن ها بتوانند با يك روش علمي، بهترين راه را براي ادامه حيات طبيعي در اين فضاهاي تاريخي كشف و مديريت كنند.از طرفي يكي از رسالت هاي بزرگ يونسكو اين است كه از طريق شناساندن مواريث فرهنگي ملل مختلف به يكديگر يك حس انساني و مشترك ميان جوامع بشري ايجاد كند.من به نوبه خود اين موفقيت را به مردم ميمند، مسئولان ذيربط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و همه علاقمندان به ميراث تاريخي و فرهنگي تبريك مي گويم و بسيار خوشحال هستم كه مسئولان سازمان ميراث فرهنگي علاوه بر معرفي آثار منحصر بفرد تاريخي مثل تخت جمشيد، ميدان امام اصفهان، چغازنبيل، پاسارگاد، تخت سليمان، گنبد سلطانيه و امثال آنها به جهان، تلاش كرده اند كه فضاهاي زيستي، تاريخي و مردمي كشور را مورد توجه قرار دهند. روستاي تاريخي ابيانه در كاشان و روستاي ميمند در كرمان دو نمونه از مناظر، طبيعي، تاريخي و فرهنگي منحصربفرد كشور است. اما تاريخ ايران بيش از اين فعاليت ها استحقاق معرفي به جهان را دارد. با همه توجهي كه در سال هاي اخير از طرف دولت براي تخصيص امكانات به اين بخش معطوف شده است اما اين امكانات، اهتمام ها و توجه ها هنوز در مقايسه با استعداد ميراث فرهنگي كشور براي حفظ، بازسازي و معرفي به جهان بسيار ناچيز است.گاهي از عدم توجه كافي به ميراث فرهنگي از سوي مسئولان در كشور افسرده مي شويم و گاهي از تلاش هايي كه جمعي از عاشقان تاريخ و فرهنگ ايران به كار مي گيرند چه در ميان مردم و چه در ميان مسئولان احساس غرور مي كنيم. من اميدوارم كه دولت جديد به همه تلاش هايي كه در گذشته شده است، بيفزايند و در همه پروژه هاي توسعه در كشور ، توجه به ارزش ميراث فرهنگي در اولويت قرار دهد. به عنوان مثال ما نگران از دست رفتن بخشي مهمي از ميراث فرهنگي كشور در تنگه بلاغي پس از آبگيري سد سيوند هستيم. من از اين فرصت استفاده مي كنم و به تصميم گيران عالي كشور عرض مي كنم كه با همه گرفتار هايي كه هست و من درك مي كنم به آنچه تاريخ و فرهنگ كشور براي ما به يادگار گذاشته و جواهراتي است كه نمي شود با هيچ قيمتي ارزش گذاري كرد، توجه كنند.

يارمفروش به دنيا كه بسي سود نكرد آنكه يوسف به زر ناسره بفروخته بود

 

مراسم اعطاي جايزه ملينامركوري به روستاي تاريخي ميمند را چطوري ديديد؟

در مجموع مراسم امروز بسيار با شكوه برگزار شد كه نشان مي دهد تا چه اندازه ظرفيت هاي تاريخي و ميراث فرهنگي ايران مي تواند انظار جهانيان را بخود جلب كند.نمانيده دولت يونان كه از آتن براي شركت در مراسم آمده بود در اهميت جايزه ملينا مركوري و انتخاب دهكده ميمند سخن گفت.پس از او «كوچيرو ماتسورا»مديركل يونسكو به شرح كاملي از دلايل انتخاب اين دهكده و استدالا هاي هيات بين المللي پرداخت. او يكي از دلايل انتخاب اين روستا را خصوصيات منحصر بفرد اين روستاي تاريخي و طبيعي دانست.سپس لوح رسمي و چكي به مبلغ 20 هزار دلار جايزه را به بنده به عنوان نماينده دولت جمهوري اسلامي در سازمان يونسكو تسليم كرد.در آغاز مراسم مجموعه اي از عكس هاي دهكده ميمند به نمايش درآمد و پس از پايان مراسم از طرف دولت يونان ميهماني بزرگي با شركت همه سفرا و نمايندگان كشورهاي عضو يونسكو، مقامات يونسكو، مقامات ايران و شخصيت هاي فرهنگي علاقمند در مراسم ترتيب داده شد.

مسابقه داستان نویسی در 88 کلمه

 

  

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 14:4 توسط زهراكشوري |


نياسر،سبزنگيني در دل كوير

 

كوير، رويش خيال، زايش سراب، بياباني پروهم و بي گناه

آسمان، خلوت و تكيده و وهم آلود

و زندگي! دل دل پرنده اي رميده در چشمان هر رهگذر،مسافران كويري

 .....و مرگ!

رمش مرگ و زندگي ميان هرم داغ زمين

و جاده! ماري خزيده در دل زمين، جاده كاشان _ نياسر

و اينك بواقعيت پيوستن يك خيال تعبير يك رويا

 

 

«نياسر سبزنگيني پهلو گرفته در دل كوير»

 

 

سوار بر گرده داغ جاده، ره مي پيماييم و ديده در ديدگان كم نور و بي نور خانه هاي كاهگلي افتاده در پاي جاده مي نهيم، خانه هاي ايستاده و نيم ايستاده، شيارديوار، نشان از رد پاي باران كويري دارد.

و در ختان، زمرد گنجي ميان خانه ها، شيطان دختركاني سبزپوش، يله بر حصار خانه ها داده اند و سر انگشتان سبز فامشان نوازشگر گونه هاي داغ رهگذران است، گويي شرم از عذار عاشقي به كمين نشسته را مي روبند.

تاك هاي آويخته بر ديوار، با آرامشش پرناز، خويش را به رهگذران كوچه باغ هاي نياسر مي كشانند.

كوچه باغ هاي خاطرات ديروز پدربزرگ ها و مادبزرگ ها، كاروان هاي رفته و بازنامده با بانگ جرس هاي خاموش، "كوچه باغي فرارفته تا هيچ".

دمي بر سكوي جلوي خانه كاه گلي دل به خاطره اي خاك گرفته مي سپاريم، در كوچه باغي كه مي رود تا در لايه لايه ذهن، مردمان اين ديار جاودانه شود.

و...

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد.

آسمان رام و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فروريخته آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم كه شبي باز آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم....(1)

 

و گم شدند آن كوچه هاي كيج از عطر اقاقي ها در ازدحام پر هياهوي خيابان بي بازگشت.(2)

بر بلنداي اين خاطرات خاك گرفته، آتشكده نياسر، يادگار دوران ساساني، زاده پيوند سنگ و گچ، گنبد وار چهارطاقي در دل كوه زده و برفراز تالار به نظاره نشسته است.

تالارپوشيده در حريم نسيم گون گلاب،نشسته بر پاي آتشكده(3) و لميده بر بلنداي داراب(4) و دارب افتاده درپاي تالار، در سايه ساز سبز درختان روزگار مي گذراند.

تن از غبار ره مي شوييم و تمناي سايه هاي زمردگون باغ هاي تالار را براي يك تن لبريز از خستگي جوابي در خور مي دهيم و ...آبي بلند، بي هيچ نقطه اي از ترديد، خلوت ما را مي آرايد و صداي پاي آب...(5)

در دل اين تخت زمرد زده گل به چمن، غارنياسر يا آنچنان كه مردمش مي خوانند، غار رئيس، غار ريس، غار تالار، ما را به گشودن رازي نهفته در قعر زمين مي خواند.

انسان ديرينه اين ديار، دل زمين را با سر انگشتانش پيچ و تابي شگر ف داده و راز خويش را گودال گودال در قعر چهل متري زمين مدفون كرده است كه امروزه نه نيز نه تاريخ آفرينشش بر ما معلوم است و نه فلسفه آن.

نقل ها درباره غار نياسر بر دو گونه است، بسياري آن را جان پناه رميدگان از جور زمانه  مي دانند و ديگراني آن را خلوت گاه يار جاودانه، شيشه نازك تنهايي فرزند آدمي.

ما نيز بر آنيم نرم و آهسته به سراغشان برويم تا مبادا ترك بردارد شيشه نازك تنهاييشان و...

در زمين فرو مي رويم، تا ازاگر جاي پايي ديديم، مسافر كهن اين ديار را از پي برويم، شايد بايد رفت تا انتهاي بودن، بايد به بوي خاك فنا رفت(6)

سينه به سينه خاك، پس از پيمودن 1200 متر، در آستانه در مدور غار، داراب در دل چشمانمان مي نشيند و آبشار نياسر به كرشمه اي در گوشه ديدگانمان.

به مدد آبشار، غبار ره از تن مي گيريم و ساعتي بر لب آن جويي مي نشينيم و ...

آبشار نياسر، شيدايي بگريخته، آويخته بر دامان تالار و نشسته در چشمان داراب، "گره زده است سايه ها را با آب و شاخه ها را با باد" و با رقصي زيبا، اين رگ ناآرام كوير، به پيچ و تابي سيمگون، زير و بم زندگي را زمزمه اي سبز بخشيده است.(7)جان گرفته از دامان تالار با چرخشي، نازدار و عروس وار بر پاي داراب بوسه زده است و اينك داراب پوشيده در شولاي سبز درختان سرو قامت به يك نگاه، در دل چشمانت مي نشيند.

بر بلنداي اين خلوتگاه دلخواسته، معماري به جاي مانده از دوران قجري، نشسته بر لبه تالار، جان به در برده از زلزله سال 1359 و ايستاده بر فراز داراب، گردن افراشته خويش را به رخمان مي كشاند، گويي ويراني خويش در باور نمي گنجد كه باد كويري در گذر زمان، پنجه در پنجه خاك  انداخته، آجر آجر آن را نشانه رفته، نقش و رنگ از او باز گرفته و به ياد ها سپرده است.

1شعر كوچه فريدون مشيري                                 4بخش پاييني نياسر

2فروغ فرخزاد                                                    5،6، سهراب

3بخش بالايي نياسر            

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 18:15 توسط زهراكشوري |